محیط کاربری
تبلیغات
آخرین مطالب
آرشیو
فروردين 1390 فروردين 1391 فروردين 1392 فروردين 1393 فروردين 1394 فروردين 1395 فروردين 1396 ارديبهشت 1390 ارديبهشت 1391 ارديبهشت 1392 ارديبهشت 1393 ارديبهشت 1394 ارديبهشت 1395 ارديبهشت 1396 خرداد 1390 خرداد 1391 خرداد 1392 خرداد 1393 خرداد 1394 خرداد 1395 خرداد 1396 تير 1390 تير 1391 تير 1392 تير 1393 تير 1394 تير 1395 تير 1396 مرداد 1390 مرداد 1391 مرداد 1393 مرداد 1394 مرداد 1395 مرداد 1396 شهريور 1390 شهريور 1391 شهريور 1392 شهريور 1393 شهريور 1394 شهريور 1395 شهريور 1396 مهر 1390 مهر 1391 مهر 1392 مهر 1393 مهر 1394 مهر 1395 مهر 1396 آبان 1390 آبان 1391 آبان 1392 آبان 1393 آبان 1394 آبان 1395 آبان 1396 آذر 1390 آذر 1391 آذر 1392 آذر 1393 آذر 1394 آذر 1395 دي 1390 دي 1391 دي 1392 دي 1393 دي 1394 دي 1395 بهمن 1390 بهمن 1391 بهمن 1392 بهمن 1393 بهمن 1394 بهمن 1395 اسفند 1389 اسفند 1390 اسفند 1391 اسفند 1392 اسفند 1393 اسفند 1394 اسفند 1395
اخبار سایت
انتقادات و پیشنهادات

تبلیغات متنی

جهت شرکت در برنامه های کوهنوردی :

 با شماره تلفن روابط عمومی گروه

09354707364

تماس حاصل فرمایید.


 

گروه کوهنوردی پرسون

 

"" Parsoon ""

 

 



خجیر - سد ماملو 93.11.3

برنامه : منطقه کویری جنگلی خجیر - سد ماملو  93.11.3

 

لیدر و راهنما : استاد تاجبخش

سرپرست : مهدی مظلومی

عکاس : اوستا قاسمی

همنوردان : 21 نفر

 

گزارش : مهدی مظلومی

 

 

ساعت 6:20 دقیقه میشد که به محل قرار رسیدم، 3 نفر از دوستان که قرار بود با هم بریم منتظرما بودن، با هم مدتی به انتظار ایستادیم تا بالاخره مینی بوس حامل یاران باصفا و قدیمی از راه رسید.

     چند وقتی میشد که با گروه پرسون برنامه نرفته بودم و بسیار مشتاق بودم که دوستان رو ببینم، این امر بعد از مدتی محقق شد و من توانستم که دوستان عزیز کوهنورد رو یک بار دیگه زیارتشون کنم. چند نفر از دوستان را هم در بین راه سوار کردیم  و به راه خود ادامه دادیم تا به ایست بازرسی منطقه حفاظت شده پارک ملی خجیر برسیم، اینجا هم تعدادی از بچه ها به ما ملحق شدن! 

      داخل منطقه شدیم، چند کیلومتری هم داخل پارک ملی حرکت کردیم تا حاجی فرمان توقف را صادر کرد، بچه ها یکی یکی از ماشین پیاده میشدن و کوله ها را  می بستند و بند کفشها را سفت میکردند و آماده کوهپیمایی میشدند.

 

 

      خورشید داشت کم کم بالا می آمد و به فضا حرارت می بخشید که از داخل جنگل درختان کاج حرکت را آغاز نموده و در مکانی مناسب جهت معارفه توقف کردیم.

دور هم جمع شدیم و دوستان همگی خود را معرفی کردن و حاجی هم سمت ها را مشخص و مسئولیت افراد را معین کرد و همچنین راجع به مسیر حرکت توضیحاتی دادند.

 

 21 نفر بعد از معارفه در ستون یک و درحالی که سایه هایمان بلندتر از خودمان بود شروع به حرکت کردیم. از فضای سنگلاخی بستر بی آب رود گذر کردیم و در حاشیه آن به حرکت ادامه دادیم.

 

 

از همان ابتدا هم 2 قلاده سگ که بچه ها به آنها استخوان داده بودند بدنبال ما آمدند و تا انتهای برنامه لحظه ای ترکمان نکردند و حتی با بقیه سگها برای محافظت از ما جنگیدند!!

  در ادامه مسیر وارد جنگل برگریزان درختان بید و چنار شدیم و مدتی هم بر روی برگ ها ادامه مسیر دادیم تا به حفره سنگی شبیه غار رسیدیم و مدتی توقف کردیم و عکس گرفتیم

 

تا توقف بعدی در ساعت 9 صبح که برای صرف صبحانه بود راه رفتیم و در کنار مزرعه ای که فضای باز و مسطحی بود آتش افروختیم وچای آتشی گذاشتیم و عسل و گردو و پنیر و . . .  در سفره ها قرار دادیم.

 

 

بعد از صبحانه دوباره حرکت آغاز شد و اینبار دیگر منطقه کوهستانی میشد و  شیب آن هم کمی تند. اوج گرفتیم و بالا رفتیم. پیش چشمانمان، چشم انداز وسیعی از زیبایی طبیعت رخ می نمود. همراه با دیدار از دماوند.

از نظر من لذت کوه در اوج به اوج خود می رسد و خستگی و لذت توام با آن وصف ناپذیر است (خدا قسمت همه کند انشالله). 

 

 

     حال نوبت آن بود تا از مسیری دیگر ارتفاع کم کنیم و به سمت دریاچه سد ماملو فرود آییم. در مسیر فرود از چندین دره گذر کردیم. اکثر مسیر کم آب و خشک بود.

یادم هست که سال قبل که وارد این منطقه شدیم بسیار پر آبتر و با طراوت تر بود اما امسال دریغ از قطره ای آب جاری. اکثر جویها و چشمه ها و رودها خشک و بی آب بود، فقط در بعضی جاها داخل دره خوضچه هایی بود که داخل آن آب بود و بعضی از آنها هم بخاطر برودت یخ زده بود و در بعضی ها هم چند ماهی کوچک دیده میشد. 

 

 

     به سختی از کنار رودی که از سمت جاجرود می آمد حرکت میکردیم و چندین بار مجبور شدیم که از روی رود بگذریم که این باعث شد بعضی بچه ها در آب بیفتند و پاهایشان خیش شود. در این دره جنگلی حرکت از میان شاخه های خشک شده متراکم کنار رودخانه هم واقعا کار سختی بود.

      ساعت 14.45 در حالی که بچه ها کم کم داشتند خسته میشدند به دشت پشت سد دریاچه ماملو رسیدیم و اینجا دیگر انتهای کار بود و محل مناسبی برای صرف ناهار و استراحت و تفریح. دوباره زیراندازها پهن و هیزمها انباشته  و آتش ها افروخته شد و بساط مفصل ناهار چیده شد. از هر کوله ای کلی خوراکی بیرون آمد و بی ریا در سفره اخلاص قرار گرفت و قسمت دوست داشتنی برنامه آغاز گردید، مگر با خوردن سیر می شویم!!

 

 

 

     بعد از صرف ناهار کمی استراحت کردیم و در حالی که باد می وزید و آفتاب گرم و تنبلمان کرده و به خاک چسبانده بود به سختی از زمین کنده شدیم و تا محل مینی بوس که تا نزدیکی سد آمده بود براه افتادیم در مسیر برگشت هم برای گذر از جاجرود دچار مشکل شدیم و به سختی توانستیم از رود گذر کنیم و باز هم کمی خیس شدیم اما در نهایت گذر کردیم تا سوار ماشین شویم و دل از طبیعت بکنیم و به امید  جمعه ای دیگر و صعودی دیگر و جمع دوستانی دیگر دوباره به خانه هایمان برگردیم!

 

                         


  دیدگاه شما : [0] نظر   رای به مطلب :

تگ ها : خجیر سد ماملو پرسون کوهنوردی گروه کوهنوردی گروه کوهنوردی پرسون بچه های نازی آباد


موضوع : آرشیو گزارشات برنامه ها -
تعداد بازدید : 2876 بار
ارسال شده در سه شنبه 14 بهمن 1393 - 05:13



دسته بندی
نظر سنجی

   این سایت را چگونه ارزیابی می نمایید؟


       

  1. بسیار عالی
  2. عالی
  3. خوب
  4. متوسط
  5. ضعیف

        

لینکستان
تبلیغات
اوقات شرعی
آمار
افراد آنلاين : 1
امروز : 39
ديروز : 303
اين هفته : 39
اين ماه : 5545
امسال : 89707
کل بازديد : 311557
کل مطالب : 315
تگهای مطالب
آب و هوا


وب سایت رسمی گروه کوهنوردی پرسون
این وبسایت توسط سایت ساز مهر نسخه 2 محصولی از شرکت نگاه روشن پارس ایجاد شده است